خرید بک لینک
در داد وستد عاطفه ها من می مانم ویک دنیای خالی روبرویم سرابی است به پهنای همه دوست داشتن ها من تمام عاطفه ام را به زمین ، درخت ،مرغ مینا ی همسایه خواهم بخشید تا تهی شوم از این بار گران وآن وقت است که نفسی به آسودگی خواهم کشید آن وقت است که تمنا رااز چشمهایم پنهان خواهم کرد تا دیگر در انتظار نگاه شرربارش نمانم . ودیگر نگاه خالی اش رابه آسودگی خواهم پذیرفت.خالی از هر انعکاسی ،خالی از هرخیالی اما ..... وقتی نگاهم بانگاهش گره خورد باز من درمانده تر از همیشه درجست وجوی ........ تمام این ها لافی بیش نبود. من عمری است که این راه رایک تنه می پیمایم وگریزی نیست.

برچسب: گریزی نیست,راه گریزی نیست,گریز نیست,از تنهایی گریزی نیست,گریزی جز شکستن نیست,از مرگ گریزی نیست,مرگ را گریزی نیست,از عشق گریزی نیست,گریزی از متافیزیک نیست,عشق را گریزی نیست, نویسنده: هلیا نوری تاريخ: دوشنبه 26 مهر 1395 ساعت: 21:20

در بودن ها ونبودن ها در رفتن ها وماندن ها رازهایی نهفته است کوچه بازار جای خوبی است برای به تماشا ایستادن! به تماشا ی دختری می نشینم که دامنش پرشده از گل های نرگس و رز وبه همین سادگی فخر می فروشد به تمام دختران شهر به تماشانشسته ام شاید در دو دوی چشمانش بیابم ان چه را که می گردم من سال هاست که می گردم صدای اورا ، گرمای نفس هایش را ، اما اوسال هاست که در زیرخروارها خاطره خوابیده ومن باتک تک آن ها باز خاطره می سازم نگاهش در گذر زمان محو می شود ومن هر چه تقلا می کنم نگا هش را حفظ کنم غبار زمان دارد آن رااز من می گیرد چقدر دردناک... !! حتی ققنوس هم وقتی م

برچسب: خاطره اولین رابطه,خاطره اولین همخوابی,خاطره اولین رابطه با همسرم,خاطره اولین دخول,خاطره اولین رابطه جنسیم,خاطره اولین,خاطره اولین بوسه,خاطره اولین شب عروسی,خاطره اولين شب ازدواج, نویسنده: هلیا نوری تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 11:03

آی پاییز سلام سلامی به زردی وتابناکی خورشید سلامی از عمق جان به توای همراه سلام به مهر ، سلام به مهر که پیام آور خرمنی ازدوستی هاو مهر آفرینی هاست سلامی پاییزی به همراهان همیشگی ام دوستان وشاگردان دوست داشتنی ام مهرتان پایدار

برچسب: سلامی به پاییز,سلامی به قشنگی پاییز, نویسنده: هلیا نوری تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 11:03

نقابی بر سرمی کشم چشمانم دیگر قادر به دیدن نیست . ای بادها بوزید که دنیا را تیره و تار کرده اند دراین فصل پریشانی سیاهی را پاک کنید . قلب آدمها با هیچ آب چشمه ای پاک نمی شود چشمه ها خشک شده اند تارهای تاریکی ،عنکبوت راهم درمانده ساخته. چگونه است که نمی توان پریشانی ها راشست ؟ شاید باید منشا چشمه را شست.

برچسب: نقاب,نقابة المهندسين,نقابة المهندسين الاردنيين,نقابة الاطباء,نقابة المحامين,نقاب سیاوش قمیشی,نقابة الصحفيين,نقابة المهندسين لبنان,نقابة الصيادلة,نقابة المهندسين الاردنيين صندوق التقاعد, نویسنده: هلیا نوری تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 11:03

نگاه آیینه ات را از رویم بردار ذوب می شوم ودوباره قد می کشم هنگامی که سنگینی نگاه برنده ات راحس می کنم . حلاوت ذوب شدن را می چشم آن هنگام که تو برمن نظر انداخته ای . مسرورووشادمانم ازسنگینی نگاهت اما دردا ودریغ ازآن زمانی که درتلاقی نگاهم با نگاهت می فهمم که آن نگاه از آن من نیست . ذوب می شوم ومی سوزم.

برچسب: نگاه در آینه, نویسنده: هلیا نوری تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 11:03

تکه تکه آب می شوم تا دوباره رود شوم راست می گفت آن رودی که از کنارم می گذشت آن زمان خشک بودم وراکد می گفت سبک باش ورها . روی هیچ کس وهیچ چیزی نایست . حرکت کن واز روی سنگلاخ ها عبور کن . حالا جاری هستم وزلال . سبک ورها . عبور می کنم از هر نگاه تلخی . عبور می کنم ازتمام خراش هایی که بر دلم می نشیند. وحال رها هستم وجاری. منت خدای را که قلبی آسمانی به من عطا کرد.

برچسب: نویسنده: هلیا نوری تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 11:02

صفحه بندی